اسماعيل ناظم
24
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
1 . صورت جسميه 2 . صورت نوعيه . حكما مشاهده كردند كه اجسام در آثار اختلاف دارند و آن را دليل بر اختلاف صور دانستهاند ؛ به عبارت ديگر ، لوازم مختلف ، دليل بر ملزومات مختلف است مثل اينكه جسمى از پايين به بالا رود و جسم ديگر از بالا به پايين آيد . بعضى اجسام سبكاند و بعضى اجسام سنگين ، بعضى گرم و بعضى سرد ؛ ازاينرو دانستند كه در اجسام امر ديگرى است غير از صورت جسميه و هيولى و آن امر منشأ اين آثار است ؛ يعنى صورت نوعيه است و آن امر ذاتى اجسام است نه عرضى . چرا كه اگر عرضى باشد ، زوال آن ممكن است و هنگامى كه زايل شد ، بايد آثار آن هم زايل شوند . در صورتى كه جسم سنگين به طبيعت هيچوقت بالا نمىرود و آتش ، سرد و يخ ، گرم نمىگردد و نمىتوان اين امرى را كه منشأ آثار است ، به صورت جسميه نسبت داد ؛ چه ، صورت جسميه در تمام اجسام مشترك است و اگر صورت جسميه منشأ آثار باشد ، بايد آثار هم در همه اجسام يكى باشد . مثلا همه اجسام بالارونده يا پايين آينده و يا همه اجسام سرد يا گرماند ، ولى بالحسن و العين چنين نيست . بلكه هر جسمى اثر جداگانه دارد و آثار را به هيولى هم نمىتوان نسبت داد . چون آن نيز مشترك است و به علاوه هيولى قوه صرف است و فعليتى ندارد بهجز فعليت قوه و استعداد . بنابراين صورت نوعيه خود چيز ديگرى است . پس در هر جسمى سه چيز است : هيولى ، صورت جسميه ، صورت نوعيه . و همچنانكه صورت جسميه حال است در هيولى . صورت نوعيه هم حال است در هيولى . و اين صورت نوعيه را طبيعت و قوه و كمال هم مىگويند و اين اسامى به اعتبارات مختلف است ؛ از آن جهت كه طبيعت مبدأ حركت و سكون آن است . و از آن جهت كه جنس به او كامل مىشود ، آن را كمال گويند و از آن جهت كه مقوم نوع است ، آن را صورت مىنامند . تناهى ابعاد تناهى ابعاد يكى از مسائلى است كه در حكمت طبيعى از آن بحث مىشود . در بين حكما اختلاف است در اينكه ابعاد متناهى يا غير متناهىاند . بعضى از حكماى